موسسه فرهنگی و انتشارات تسنیم
Friday, 25 July 2014



كارگاه داستان نويسي

     وارد كارگاه داستان نويسي شويد.

نقد ادبي

     اين بخش مربوط به نقد ادبي مي باشد.

معرفي كتاب

    در اين بخش به معرفي كتاب هاي مفيد مي پردازيم.

نويسندگان افغانستان

     در اين بخش به معرفي نويسندگان افغانستان و آثار آنها پرداخته ايم.


face book
مطالب مرتبط

تعریف داستان:

هر انديشه، خيال، مطلب و حادثه اي که قابل بيان باشد داستان است. و طبيعي است که انديشه، خيال و حوادث با ترتيب توالي گذر زمان نقل مي شوند. پس به عبارتي مي توان گفت ـ داستان هر حادثه ي واقعي و تخيلي اي است که با ترتيب توالي گذر زمان نقل مي شود.

رولان بارت مي گوید: « داستان، جمله اي است طولاني و هر جمله، داستاني است کوتاه ……

هر داستاني با هدف برقراري ارتباط و انتقال اطلاعات به نگارش مي رسد. حال اين که خود داستان بر اساس چگونگي ذهنيت و سواد تشخيص و بصري يا قدرت تخيل نويسنده در ذهن او به تکامل رسيده و آماده بيان مي شود؛ به عبارتي مي توان گفت ـ هرآنچه داستان خوانده شود زاييده ي زبان است و به سبب اين که زبان در هر صورت و گونه ي تعريفي خود داراي ويژگي تآويل پذيري است، داستان نيز در هر فرم و ساختاري قابل تآويل و تحليل است.

هرداستاني که به نگارش مي رسد تا حدي قابل توجه معرف چگونگي ذهنيت، ديدگاه و انديشه ي نويسنده ي آن است؛ اما اين تعريف هيچ وقت کامل و پايدار نيست. چرا که داستان از زبان سرچشمه مي گيرد و زبان داراي ويژگي سيلان و غير قابل پيش بيني بودن است؛ چنان که ديدگاه و انديشه ي نويسنده شايد هرلحظه دستخوش تغييراتي شود.

وقتي داستاني به نگارش مي رسد به واسطه ي اين که در چارچوب محدود معناي کلمات و جملات قرار مي گيرد تحليل پذير تر و قابل درک تر از مرحله ي ابتدايي تشکيل وزباني خود مي شود. چون در حقيقت معنا از يک فيلتر منطقي اجتماعي با هدف ابتدا برقراري ارتباط وسپس انتقال اطلاعات عبور مي کند.

در اين جاست که گونه هاي مختلف نگارشي، سبک هاي ادبي و شيوه هاي مختلف بيان در ادبيات به وجود مي آيند ومعنا در گرو چگونگي بيان وادبيات فرهنگ هاي مختلف آدم ها قرار مي گيرد.
هر داستان براي برقراري ارتباط و انتقال اطلاعات با کنار هم قرار گرفتن عناصري از جمله ـ طرح، شخصيت، معنا و بيان به وجود مي آيد وسطح کيفيت ادبي هر داستان به وجود اين عناصر وچگونگي ايفاي نقش آن ها بستگي دارد.

ارسطو در حدود دو هزار و سيصد سال پيش معتقد بود که طرح داستان از سه بخش « آغاز ، ميانه ، پايان » تشکيل مي يابد . امروزه نويسندگان و منتقدان هم بعد از قرن ها تحقيق و نگارش تجربي هنگام تعريف ارکان اصلي پيرنگ داستان ها به عينه همان تعريف ارسطو را به کار مي گيرند و اگر تفاوت اندکي ديده مي شود ، اين تفاوت لفظي بوده و فقط در ظاهر بيان آن هاست.

تزوتان تودورف که يکي از منتقدان صاحب نام است طرح داستان را بدين گونه مي خواند : « وضعيت اوليه – کارکرد 1و2 و 3 و … – وضعيت نهايي » ، که اين تعبير نيز به صورتي روشن تعريف ارسطويي را براي ما تداعي مي کند . همچنان که رولان بارت هم مي گويد : « وضعيت اوليه + نقش هاي مختلف + وضعيت نهايي » . سه بخش « آغاز ، ميانه ، پايان » هر يك از نظرگاه کاربردي تعاريفي ويژه دارند .
 
آغاز:
آغاز هر داستان ورود به دنيايي از موقعيت هاست . حال اين موقعيت ها هم مي توانند پايدار باشند و هم جريان که دوگانه ي آن ها زمان هستند . به تعبيري مي توان گفت ـ تمامي موقعيت ها زمان هستند . موقعيت هاي پايدار و جريان ، هر دو به واسطه ي اين که زمان هستند ، در جريانند . چراکه ويژگي ممتاز زمان سيلان آن است . به عبارتي مي توانيم بگوييم ـ موقعيت هاي به اصطلاح پايدار فقط مي توانند در صورت تظاهري پايدار جلوه کنند و به واقع ماهيت وجودي آن ها در زمان و سيلان است . به همين روي ما در اين جا « آغاز » را زمان مي ناميم .

ميانه:
در بخش « ميانه » صورت جريان زمان روشن مي شود . در اين بخش بياني ، دگرگوني هاي حاصل از سيلان زمان تشريح مي شوند . به عبارتي ساده تر در «ميانه» که خود ماهيت زماني دارد ، تمام موقعيت هاي بخش زمان به واسطه ي روايت هايي از جنس علت تعريف روشني مي يابند . به اين سبب ما بخش « ميانه » را زمان تصوير زمان نام مي نهيم.

پايان:
در بخش « پايان » موقععيت هاي زمان ( بخش اول ) را که به سبب سيلان خود به دگرگوني رسيده اند و صورت جديدي يافته اند مي توانيم ببينيم. اين موقعيت هاي جديد نيز به واقع جريان هستند و مي توانند دست خوش دگرگوني هاي زماني ديگري شوند و بيشتر از پيش يا با صورتي ديگر تصوير معنا نمايند. چرا که آن ها هم زمان هستند و زمان هميشه در جريان است. به همين رو ما کلمه « پايان » ارسطو را اصلاح مي کنيم و آن را زمان مي ناميم.
ما در اين جا ( آغاز، ميانه، پايان ) را بنا به اشاراتي که به آن ها داشتيم بدين گونه معرفي مي کنيم : [ زمان، زمان تصوير زمان ، زمان].

زمان:
همان طور که پيش تر اشاره کرديم ، بخش زمان در داستان ، ورود به دنيايي از موقعيت هاست ؛ و اين موقعيت ها جريان هستند . هر نويسنده اي به واقع براي شروع داستان به دامنه ي موقعيتي وارد شده و با بهره گيري از گونه اي بيان آن را به تعريف مي رساند. براي مثال مي توانيم به داستان « محاکمه » نوشته ي فرانتس کافکا اشاره اي داشته باشيم که بدين صورت شروع مي شود :

« حتما کسي به يوزف ک . تهمت زده بود ، چون
بي آنکه خطايي ازش سرزده باشد يک روز صبح
بازداشت شد . … » 1
اين نوشته در حقيقت يک موقعيت است . و موقعيت يکي از روز هاي زندگي فردي به نام يوزف ک . است که هنوز براي ما نا آشناست . در حالي که اين فرد پيش از بازداشتش و قرار گرفتن در چنين حادثه اي بدون ترديد وجود داشته و روزي نا خواسته براي او فرا رسيده که در خلال زمان آن روز بازداشت شده است .
همچنين بازداشت شدن او نيز موقعيت است . يعني موقعيت قابل توجه زندگي يوزف ک . که به سبب نياز داشتن به تشريح و تصوير، داستان شده است . کافکا با روايت اين حادثه وارد يک موقعيت زماني از زندگي شخصيتي مي شود که به واقع در عالم طبيعي مي تواند وجود خارجي داشته باشد . پس به سهولت مي توانيم بگوييم ـ شروع هر داستاني بدون ترديد زمان است .

زمان تصوير زمان:

بخش دوم هر داستان دامنه اي است که در آن موقعيت ها و حوادث بخش اول  زمان به تشریح وتصویر بنيادي میرسند . در اين بخش که خود نيز خارج از زمان نيست خرده روايت ها و شخصيت هاي فرعي قرار دارند که مکمل بيان حوادث بنيادي بخش اول هستند . به عبارتي بخش دوم هر داستان يک موقعيت زماني براي تصوير هرچه روشن تر بخش اول آن است .
براي ذکر مثال دوباره به داستان محاکمه باز مي گرديم :

« … آشپز صاحب خانه اش که هميشه ساعت هشت
صبحانه اش را مي آورد ، اين بار پيدايش نشد .
همچو چيزي پيش از اين هرگز اتفاق نيفتاده بود .
ک. کمي ديگر صبر کرد و … » 1

در اين جا به روشني مي توان ديد که روايت نسبت به جملات پيشين جهت و بار معنايي متفاوتي دارد و از تعريف حوادث محوري به مسير تشريح و تصوير موقعيت هاي روايت شده پيشين تغيير جهت داده است . راوي در اين بخش روابط علت و معلول تصوير کننده حوادث اصلي را پديد مي آورد و به گونه اي روشن حوادث اصلي داستان را که در بخش اول رخ داده اند و به صورت کلي روايت شده اند براي ما آشنا مي نمايد . چنان که شخصيت يوزف . ک به وسيله خرده روايات و شخصيت هاي فرعي تعريف مي شود .

زمان:
در اين بخش روايت داستان به پايان مي رسد ، معناهاي متن تصوير مي شوند و موقعيت محوري اي که در بخش اول به صورت نا تمام معرفي شد به تکامل مي رسد . اما به سبب سيلان و گذري که در ماهيت زمان موجود است مي تواند فراتر از صورت پايان شده متن القاي معنا کرده و همگام با انديشه هميشه در حال پيشرفت خوانندگان داستان تا گذري قابل توجه از زمان در ذهن آن ها تصوير سازي کند . يعني به عبارتي داستان هميشه نو و قابل توجه باشد . مانند داستان هاي نمادين که چنين سرانجامي دارند . اگر باز هم به داستان محاکمه کافکا برگرديم مي بينيم که موقعييت دستگير شدن غير قابل پيش بيني يوزف . ک در پايان بدون محاکمه به مجازات و مرگ او مي انجامد . پايان اين داستان همچون نامه اي دربسته ناتمام مانده است . البته در مورد اين اثر کافکا بايد توجه داشت که از سوي خود نويسنده به سرانجام روايت نرسيده است . اما تمام داستان هاي کافکا نمادين هستند و نمونه هاي بسيار مناسبي براي معرفي اين بخش به شمار مي آيند.

—————————–
1. محاکمه؛ نوشته ي فرانتس کافکا ، ترجمه ي امير جلال الدين اعلم ، نشر نيلوفر
2.همان منبع

برچسب ها :


 
مدير
4 می 2012

  1. سلام-من خیلی به نوشتن داستان و رمان علاقه دارم-چند وقته انگیزه و رغبت زیادی پیدا کردم-لطفا راهنماییم کنید از کجا باید شروع کنم.
    تشکر

    • مدير می‌گه:

      سلام خدمت بانوی فرهیخته.
      بهترین واصولی ترین راه شروع نوشتن داستان ،حضور در کلاسهای آموزش داستان نویسی میباشد.
      پایدارباشید.

  2. با سلام

    وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن،…..

    انجمن فرزانگان کویر

  3. سلام ووقت بخیر خدمت دوستان.مطالب وبتون عالیه.بنده هم داستان مینویسم و از دیرباز اشتیاق این را داشتم که در اکثر کارگاههای نویسندگی شرکت داشته باشم.اگر امکان داردآدرستون رو برام بفرستید تا حضوری خدمتتون برسم.

    • مدير می‌گه:

      باسلام خدمت شمابانوی فرهیخته.
      اطلاعات واخبارموسسه را ازطریق سایت میتوانید پیگیری کنید.
      پایدارباشید ونویسا.

  4. دلنوشته ها می‌گه:

    با عرض سلام و خسته نباشید
    اگر ممکن است لطفاً راجع به فراخوان بیشتر توضیح دهید چون من فرخوان را در وبلاگ گلشهر دیدم اگر بیشتر بدانم خوب خواهد بود و مناسبتش را تا شاید سعادت شرکت در آن مسابقه یا نمی دانم هر مناسبتی که دارد بتوانم شرکت کنم ممنون می شوم.

» ارسال نظرات


طراحي و بهينه سازي: مركز فني مهندسي آريانا كامپيوتر
كليه حقوق محفوظ مي باشد.

by : Afgcomputer.Com ©2012